آقاتون باید میگفت

سپتامبر 30, 2008

به همراه یکی از دوستان پسرم در تاکسی نشسته ام. سرعت ماشین زیاد است. فکر میکنم با این سرعت تا بیاید توقف کند، کلی از مقصدمان دور شده ایم. پس قبل از اینکه به مقصد برسیم میگویم:

آقا بی زحمت نگه دارید.

راننده از آینه نگاه میکند و با همان سرعت به رانندگی اش ادامه میدهد. مطمئنم که جایی جلوتر از مقصدمان نگه میدارد. این بار جدی تر از قبل میگویم: آقا پیاده میشیم، لطفا نگه دارید.

این بارنگه میدارد ولی همانطور که حدس زده بودم جایی جلوتر از مسیرمان می ایستد. موقع پیاده شدن میگویم:

من جلوتر به شما گفتم پیاده میشیم ولی شما نگه نداشتید.

با تعجب میگوید:

مگه شما دونفر با هم نیستید؟

میگویم :چرا

میگوید: خوب آخه ایشون که چیزی نگفت!

7 Responses to “آقاتون باید میگفت”


  1. سلام ، نظرات جالبی دارید و کاملا واقعی هستند البته فکر نکنید که این حرف ها و رفتارها تنها خانم ها را می آزارند بلکه مردان زیادی هم از این رفتار ها آسیب می بینند ، مردانی که دوست دارند در خانه بمانند به خانه داری برسند، آشپزی کنند ، کون بچه بشورند یا اینکه وقتی در رستوران به عنوان مهمان یک خانم نشسته اند گارسون منوی قیمت دار را به ایشان ندهد و در آخر صورت حساب را جلویشان نگذارد.در یک جامعه بیمار همه رنج می برند حتی پسری که کون بچه شستن را وظیفه “زن” حتی اگر تحصیل کرده باشد می داند در گیر این معضل است.

  2. nobody Says:

    خودتا ناراحت نكن ، حتماً مثل حساب 2 امضاء ي كه بايد براي برداشت هر دو نفر حاضر باشن ،براي وايسادن هم بايد هر دوتون ميگفتين .

  3. آرش Says:

    ببخشید شما کس لیسی تقصیر ما چیه؟ برو کون بچه بشور اصلا” بیا کون منم بشور به بقیه چی کار داری؟

  4. سپنتا Says:

    “به همراه یکی از دوست پسرهایم…” درست تر نیست؟ “دوست پسر” به تنهایی یک واژه است، که می شه جمع بستش. “یکی از دوستان پسرم”، یعنی من پسری دارم و به یکی از دوستان او اشاره می کنم. در حالی که به نظر نمی رسه منظور شما این باشه.

  5. زیتون Says:

    خواهر رزمین دامت افاضاته، تو با دوست پسرت که هنوز صیغه نخوانده‌اید سوار تاکسی می‌شوی؟!!! ای وای…
    بعد انتظار داری راننده تاکسی حرف یک زن که نصف مرد است گوش کند و بایستد؟ انگار قانون اساسی را نخوانده‌ای عزیزکم

  6. سروش Says:

    همینه دیگه
    حتما فردا سینما هم میخوای بری!
    پس فردا هم توقع داری بدون سهمیه و بومی سازی بتونی بری دانشگاه!


  7. چرا اعتراض … چرا هی چیزای منفی رو یاد داشت می کنید؟ من چندخواهش دارم … فکر کنم کمک کنه بهت … من یه آدمیم که رابطه برابر رو خیلی دوست دارم و زندگی مشترکم هم بر پایه همینه خیلی هم از زندگی مشترکم راضی ام… اما بابا هی بگی اه چرا وضع اینطوریه هیچ چیز درست نمی شه … بیا مطالبی بنویس که مثل مطالب دیگر نباشد … پر از خبر که وای فلان مرد زد فلان زن رو بیچاره کرد یا توهین کرد یا شعور نداشت فلان حرف رو زد … اینا رو که همه می می دونن …
    بیا شروع کن به روشی برای نوشتن که باعث تفکر بشه و فکر و تغییر در رویه رفتاری یک نفر! خوب من این مطلب رو خوندم!
    چرا مثل کامنت در پست قبلی بلاگت … چرا پسره در سن 15 سالگی باید به تو این حرف رو بزنه؟ آخه چند سال از عمر این پسر کوچولو گذشته؟ که بخواد فکر کنه و حرفی بزنه … مثل یه نوار شروع می کنه به گفتن این حرف ها …
    بیاید به جای گیر دادن به اینها و فقط اعتراض راه حل بدیم … تا حالا فکر کردی چرا راننده باید این حرف رو بزنه؟ یا فقط نشستی فحش دادی که اه چرا این حرف رو زد و تو بلاگت مطلب بنویسی؟ … تا حالا فکر کردی ریشه این حرف راننده کجاست؟ تا حالا فکر کردی راه حل این تغییر فکر چیه؟ فکر می کنی با این اعتراض چیزی عوض می شه؟ من بهت می گم نه!!! پس بیا یه راه حل دیگه بریم … بریم فکر کنیم که چرا راننده این حرف رو زد و بریم بعد فکر کنیم که چه کار کنیم که ریشه این حرفها رو بخشکونیم و دیگه هیچ مردی اینطوری فکر نکنه … بیایم طوری بنویسم که فکر جدید بدیم برای فکر کردن …


Leave a Reply